نهان خانه ی دل

خرید بک لینک
تو اوج استرس باقیمانده از امتحان قبلی و تب و تاب برای خوندن امتحانِ بعدی نخونده و معده دردی که از صب کله سحر مارو گرفته بود و ول نمیکرد و اون سردردی که سه روز بود دست از سر ما برنداشته بود و سایر اضطراب ها و اینها بعد از خوردن زنگ تفریح و اینکه پنج دقه بعدش بلخره رضاپور دست از سر ما برداشتدر کمااال ناباوری یهو درِ کلاس باز شد و یک عدد ساره اومد تو... حال و اوضاع من دیدنی بود جیغ زدم و پریدم بغلش امروز اگه نمیومدی فکر نمیکنم توانی برای ادامه این هفته میداشتم... تو خودت جان و جهانیییی❤ نهان خانه ی دل...

ما را در سایت نهان خانه ی دل دنبال می‌کنید

برچسب: ساره, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:06

امروز بهترین ذوز دوران تحصیلم شد

مینویسمش قطعا

نهان خانه ی دل...

ما را در سایت نهان خانه ی دل دنبال می‌کنید

برچسب: بهترین, نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:06

توی زمستون که عکسای حرم رو میدیدم توی بارون و خلوتهمیشه آرزو میکردم میشه یبار که منم مشهدم بارون بیاد؟ بعد میگفتم نه بابا نمیشه ما یا چله خرداد مشهدیم یا اوج گرمای مرداد،بارون کجا بود اونموقع توی مشهد... و دیروز عصر بارون زد.البته ما توی هتل بودیم ولی بارونش حسابی دلبری کرد برامون و دیشب هم،دقیقا بعد لحظه ای که دعا و سلام تموم شد بارون تند شد و ریخت رو سر همه شب زنده دارا حال همه خوب بود عالی بود انگار بارون تموم خستگی ها،همه بغض ها، همهی سیاهی هارو بعد ازون مراسم دعای تکرار نشدنی توی حرم امام رئوف شست و همه تازه شدن دیشب اولین شب احیای عمرم بود که من حاج مجتهد نبودم،از طرفی دلم تنگ اونجا بو نهان خانه ی دل...

ما را در سایت نهان خانه ی دل دنبال می‌کنید

برچسب: بارون, نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:06

توی این چند روزی که حرم بودیمنرفته بودم سمت ضریحهمیشه توب صحن انقلاب رو به روی گنبدوامیستادم و زیارت نامه میخوندمو با تمام وجود امام رو روبهروم حس میکردم و به جای همه کسانی که التماس دعا داشتن هواش رو نفس میکشیدمنهایتا بعد از زیارتنامه و نمازش،میرفتم از کنار ایوون طلا از بین شلوغی به ضریح نگاه میکردم و صلوات خاصه و دعای وداع رو برای اون شخصی که زیارت نامه رو از طرفش خونده بودم میخوندمتا دیروز ظهر که رفتیم حرممامان گفت دیگه بیا برو یه زیارتم بکن از نزدیک، به هرحال از آداب زیارته،الانم خلوت تره کسی رو هل نمیدی،راحت میری جلوتوی این سالهایی که من از بچگی مشهد میومدیم نه خودم عادت داشتم برم جلو نه نهان خانه ی دل...

ما را در سایت نهان خانه ی دل دنبال می‌کنید

برچسب: حرم, نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:06

صفحه بندی